قهرمان ميرزا عين السلطنه

3459

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تعليم و تعلم ندارد . نامهء گوهر خانم مكتوب ديگرى گوهر خانم صيغهء حضرت و الا نوشته بود . « قربان حضور مباركت شوم . همواره سلامتى وجود ديجود حضرت و الا را از ايزد تبارك و تعالى خواهشمندم كه به خوشىگذرانى بگذرد . حضرت اشرف اقدس و الا دوازده روز است تجريش تشريف آورده‌اند . سه روز است از دست نقرس دست راستشان به قول الموتيها فرياد مىكند . خيلى مايل به تشريف آوردن الموت هستند كه آسوده‌خاطر باشند ، برعكس سركار . و الا كه اصرار به دردسر دارند . سختم عجيب آيد كه در تمام الموت اگر آدمىزاده‌اى به ميل مبارك پيدا نشود بايد پريزاده‌اى پيدا كرده باشيد ، چون كه هر سرشاخ در اين باغ هوائى دارد * هر گلى رنگى و هرمرغ نوائى دارد معلوم شد كه بعد از پيشكش نمودن زيور خانم بانوى حصارى پيدا شده است . ( چون زينب برادرزادهء زيور خانم است و من يك دفعه به او شوخيتا نوشته بودم ) اصرار نفرمائيد كه زيور خانم ابدا ميل ندارد كه مهرماه خانم الموت بيايد . از دعاى اوست كه رضا به آمدن نمىشود . خانمها همگى عرض بندگى مىرسانند خصوص آزاده ( دختر كوچك حضرت والاست از گوهر ، گويا پانزده يا شانزده ماه داشته باشد ) كه هنوز از زيارت حضور بهره‌مند نگشته . زياد عرضى ندارد ، سه‌شنبه 29 ، گوهر . » آوازهء زن گرفتن اين كاغذ خط گوهر خانم است ليكن املاء حضرت اقدس والاست . هنوز من هيچ كارى نكرده از اطراف مىنويسند . غنى مىگفت سه مرتبه مرا زنهاى اندرون حضرت و الا پشت پرده برده سؤالات از زن گرفتن شما مىكردند . هرقدر قسم مىخوردم مىگفتند به شما سفارش كرده دروغ مىگوئيد . آخر رفتم تظلم به افخم الدوله كردم تا و لم كردند . اوضاع مملكت كاغذجاتى كه براى نوكرها از همقطارهايشان آمده كلا از انقلاب طهران و يأس مردم و بسته بودن اغلب دكاكين شرح داده بودند . اين نزديك شدن به اتمام دورهء وكالت زيادتر اسباب دردسر مىشود . آنچه من به عقلم مىرسد بيشتر اين اختلافات و هرج‌ومرج ادارات به واسطهء اين است كه اجزاء هركدام شاخصى هستند و اطاعت امر بزرگ‌تر خود را نمىكنند . منشى محكمه به معاون محكمه ، معاون به رئيس ، رئيس به وزير اعتنا ندارد